زندگی ولم کن...

جویبارلحظه ها

ازتهی سرشار ... جویبارلحظه هاجاریست


درد دارد …
وقتی چیزی را کسر میکنی که با وجودت جمع زده ای . . .

http://450.ir/upload/img/1001/1115-01-218113162i217-siz-59890.jpg

 

 


مچاله کن ، بشکن ، بند بزن ، خط بزن ، خلاصه راحت باش …
ارث پدرت نیست ، دل تنهای من است
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

حتی خودت هم نفهمیدی که دوستت دارم راستی دیگه نه چون خسته شدم ...

از اسم تو که مدام بر سر زبانم می آید خسته شدم .....

 هرشب به این فکرم که تو در آغوش کی هستی....

باز کی می توانم تورا ببینم؟؟؟ آیا می شود؟؟دیگر خسته شدم....

 با عشقه جدیدت خوش باش من هم می دانم که دیگر به 

احساس 

 عشق

 و

........

  احتیاجی ندارم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خسته شدم...

خسته ام میفهمی؟!

خسته از آمدن و رفتن و آواره شدن.

خسته از منحنی بودن و عشق.

خسته از حس غریبانه این تنهایی...

بخدا خسته ام از این همه تکرار سکوت...

بخدا خسته ام از اینهمه لبخند دروغ...

بخدا خسته ام ازسقوط...



+نوشته شده در 30 آذر 1391برچسب:,ساعت19:18توسط miss zeynab | |